| |
| 21 بهمن 1385 |
|
چرا شقایق
چرا عادت می دی من رو به دستات . اونم وقتی دستات موندنی نیست؟؟
چرا می خـوای بـشم پـابند چشـمات تو که عشـقـی تـو چـشات خـونـدنـی نـیـست
تـو کــــه لــــبــریــزی از شــــوق پـــریـــدن . پـری از کــوچ و پــــر کـــشـیـدن |
|
| |
| 25 شهریور 1385 |
|
فرشتگان از خدا پرسیدن : خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم رو آفریدی ؟
خدا گفت غم رو به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افتد |
|
| |
| 25 شهریور 1385 |
|
زندگی را دوست می دارم به شرط آن که :(ز) آن زندان نباشد (ن) آن ندامت نباشد (د) آن درماندگی نباشد (گ) گورستان نباشد (ی) یاس نباشد |
|
| |
| 22 شهریور 1385 |
|
آبی تر از آنیم کـه بی رنـگ بـمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خـدا خواست که دلـتنگ بمیریم |
|
| |
| 22 شهریور 1385 |
|
ترس از رنج از خود رنج بدتر است.
پائولو کوئیلو |
|
| |
| 22 شهریور 1385 |
|
دلی گفت: که آخر چه بود حاصل من؟
عشق فرمود: تا چه بگوید این دل من!!!
عقل نالید:کجا حل شود این مشکل من؟؟
مرگ خندید: در این خانه ی ویرانه ی من |
|
| |
| 22 شهریور 1385 |
|
آن کس که میگرید یک درد دارد و آن کس که می خندد هزار یک درد دارد

|
|
| |
| 21 شهریور 1385 |
|
اگر سهم من از این همه ستاره
سو سویی غریب است
غمی نیست
همین انتظار رسیدن شب
برایم کافیست... |
|
| |
| 21 شهریور 1385 |
|

|
|
| |
| 21 شهریور 1385 |
|
بـی کـسـی
روز گـاره تنهای . روزگـار بی وفا . روزگـار نامرد
|
|
| |
| 20 شهریور 1385 |
|
ای دوســــــــــــــت
خــــاک شـــــــو
قــــبـــــل از آنـــکه خـــــاکــــــــــــت کــــنن
 |
|
| |
| 19 شهریور 1385 |
|
با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم
نـگاه تو کـوک نکـنی من خـودمو دار میزنم
چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن
دست خودم نیست دلمو به در و دیوار میزنم
|
|
| |
| 19 شهریور 1385 |
|
دنیا
اگه دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو
روزی که با تو ست مغرور نشو
روزی که بر علیه توست مایوس نشو
ولی به نظر من دو روزم نیست خیلی کمتره
وقتی به دنیا میایم در گوشه ما اذان می گن و وقتی که میمیریم برای ما نماز می خوانن
پس دنیا فاصله اذان تا نماز خواندنه آدمها بیشتر نیست
|
|
| |
| 19 شهریور 1385 |
|
نگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که
بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا
را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟. بسوی کدام قبله نماز
می گزاری |
|
| |
| 9 خرداد 1385 |
|
تقدیم به شقایق
به هم که می رسیم
سه نفریم
من و تو و بوسه
از هم که جدا می شویم
چهار نفریم
تو و تنهای من و عذاب

|
|
| |
| 9 خرداد 1385 |
|
چنان دل کندم از دنیا ...... که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش ..... که مرگ من تماشاییست
مرا در اوج می خواهی .... تماشا کن تماشا کن
دروغین بودمت دیروز ...... مرا امروز تو حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر .....نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند ....... تو هم بگذر از این تنها
|
|
| |
| 9 خرداد 1385 |
|
|
|
|
| |
| 9 خرداد 1385 |
|
خنده بر بختم زدی تا خود پسندی آرزو دارم تو هم هرگز نخندی سادگی کردم اگر دل برتو بستم ساده بودم ساده بر خاکت نشستم
|
|
| |
| 9 خرداد 1385 |
|
شرمندگی
اگه عشقی نباشه آدمی نیست اگه آدم نباشه زندگی نیست نپرس از من چه آمد بر سر عشق جواب من به جز شرمندگی نیست
|
|
| |
| 24 دی 1384 |
|
زندگی سه چیز است :
اشکی که خشک میشود
لبخندی که محو میشود
یادی که می ماند ولی فراموش نمیشود
|
|
| |
| 23 دی 1384 |
|
غرورت را برای کسی که دوستش داری بشکن
ولی دل کسی که دوستش داری به خاطره غرورت نشکن
یادت نره..........................

|
|
| |
| 21 دی 1384 |
|
در تاریکی شب سه شمع روشن کردم
اولی برای دیدنت
دومی برای موندنت
سومی برای بوسیدنت
در آخر هر سه رو خاموش کردم برای در آغوش کشیدنت
|
|