25 خرداد 1384
شقایق نرو

به ساعتت نگاه نکن

میدونم باید برم

لا اقل بذار بفهمم

چی اومد باز به سرم

انقده حرف خداحافظی نزن تلخه صدات

نمیخوام با تو بودن رو حالا از یاد ببرم

تو هنوز کوه غروری

دلتم غرور میخواد

نه دیگه خورشید قلبم

تا ابد در نمیاد

اومدن کار تو بود

رفتنم کار توئه

کاش از این اومد و رفتت

یه کسی خبر میداد

حالا تو خیلی غریبی

با چشام با نفسام

حالا تو دوری از اون

گرمی عشق تو صدام

حالا من راه درازی دارم از تو تا سکوت

حالا من بی کسی رو با خاطرات تو میخوام

اومدن کار تو بود

رفتنم کار توئه

کاش از این اومد و رفتت

یه کسی خبر میداد

لحظه ها حرف میزنن میگن که وقت رفتنه

میدونم که این همون حرف دل تو با منه

من میرم حتی نگاهمو بهت پس نمیدم


آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 18573
عناوین آخرین یادداشت ها
#FFFFFF
لینکستان

دارم از تو می نویسم