X
تبلیغات
رایتل
عشق بدون مرز
25 مهر 1384

 

تقدیم به حمیده

دیشب ٬ شب عجیبی بود 

 نمیدانم چرا  …  راستش چیزی از دیشب یادم نیست  

 تنها به خاطر می‌آورم که من بودم و تو بودی و ماه بود 

 ماه دیشب خیلی هیز بود ، همه‌اش از کنار کرکره‌ی اتاق سرک میکشید ببیند این تو چه میگذرد 


 یادم هست تا ماه بود تو هم بودی  

 تو نزدیک بودی و ماه دور 

 من به ماه نگاه میکردم و تو به من  

 صبح ... بیدار که شدم دیگر تو نبودی 

 صبح .. بیدار که شدم ماه هم رفته بود
  

 


آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 18535
عناوین آخرین یادداشت ها
#FFFFFF
لینکستان

دارم از تو می نویسم