در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده ی قفس را میل رها شدن نیست
من با تمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم ، در پای تو بمیرم
این بار غصه و غم از دوش خسته بردار
من کوه استوارم ، بمن نگو نگه دار
عهدی که با تو بستم ، هرگز شکستنی نیست
این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست
خیلی قشنگ بود ولی بعضی از شعرات خیلی غمناک
به وبلاگ منم سر بزن
بای