شقایق نرو

به ساعتت نگاه نکن

میدونم باید برم

لا اقل بذار بفهمم

چی اومد باز به سرم

انقده حرف خداحافظی نزن تلخه صدات

نمیخوام با تو بودن رو حالا از یاد ببرم

تو هنوز کوه غروری

دلتم غرور میخواد

نه دیگه خورشید قلبم

تا ابد در نمیاد

اومدن کار تو بود

رفتنم کار توئه

کاش از این اومد و رفتت

یه کسی خبر میداد

حالا تو خیلی غریبی

با چشام با نفسام

حالا تو دوری از اون

گرمی عشق تو صدام

حالا من راه درازی دارم از تو تا سکوت

حالا من بی کسی رو با خاطرات تو میخوام

اومدن کار تو بود

رفتنم کار توئه

کاش از این اومد و رفتت

یه کسی خبر میداد

لحظه ها حرف میزنن میگن که وقت رفتنه

میدونم که این همون حرف دل تو با منه

من میرم حتی نگاهمو بهت پس نمیدم

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد