25 خرداد 1384
ساحل عشق

به پشت سر نگاهی می اندازم جای پای خود را روی شن های
 
ساحل می بینم.گهگداری پاهایم را به اخرین موجی که خود را به
 
زحمت به پاهایم رسانده است می سپارم.موج هایش پی در پی می
 
ایند و گاهی با شیطنت خود را از دست موج ها به تخته سنگی بلندتر
 
می رسانم . دریا خوب نگاهم می کند ...دیگر می داند کجا به سراغم
 
بیاید...

هنوز موقع ان نرسیده است .پا هایم شنی شنی است.وسعت دیدم

را ابی بی کرانی در بر گرذفته است که نمی توانم چشم از ان بر

دارم و لحظه به لحظه دریا مرا به اعماق سکوتی می کشاند که

گاهی  با صدای مرغان دریایی به خود می ایم ... .روی تخته سنگ
 
بزرگی می نشینم

از دور پیدایت می شود. شاداب و استوار... نمی گذاری که اخرین
 
تلاش های یک موج به ثمر برسد و پاهایت را خیس کنند...

موهایم با نسیم دریا همراه شده اند...

گوش ماهی ها در دستانت...

خاطره ی سر پناه در  چشمانت...

 و شکست سکو ت در...

و ما به نظاره نشسته ایم و دریا خوب نگاهمان می کند و

تو مرا ...
setere daryaii.jpg


آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 18573
عناوین آخرین یادداشت ها
#FFFFFF
لینکستان

دارم از تو می نویسم